دیدگاه شناسی ارزش و ضدارزشهای شهر

از نظر پارسونز هر نظام اجتماعی از ۴ خرده سیستم (نظام) تشکیل شده است که کارکرد‏ این چهار خرده سیستم در حفظ و حیات نظام اجتماعی کل (جامعه) ضروری است. این چهار خرده سیستم عبارتند از:

  1. خرده نظام فرهنگی که وظیفه نگهدای و حفظ الگوهای فرهنگی را بعهده دارد.
  2. خرده نظام اجتماعی که وظیفه و خدمت و انسجام بخشیدن جامعه را به عهده دارد.
  3. خرده نظام شخصیتی که وظیفه وصول به اهداف جامعه را به عهده دارد.
  4. خرده نظام ارگانیکی که وظیفه سازگاری و انطباق با محیط را به عهده دارد.

دیدگاه شناسی ارزش و ضدارزشهای شهر

‏این خرده نظام ها در یک سلسله مراتب سایبرنتیکی (علم فرمانشی) با یکدیگر و با جهان فیزیکی و مادی بر کنش متقابل داشته، که در پایین ترین سطح جهان فیزیکی قرار دارد و جنبه اثرگذاری بر سایر سیستمها را دارد و در بالاترین سطح آن نظام فرهنگی قرار دارد. پارسونز ارزش ها را براساس پارادیم چهار کارکردی خود تعریف می‏کند، بدین ترتیب که بر اساس هریک از کارکردهای ضروری سیستم (جامعه) یک ارزش متناظر وجود دارد. حال به تبع الگوهای ارزش مسلط، یک سری پایگاهها و مشاغل، مستعد دریافت پاداشی بیشتر از مشاغل و پایگاههای دیگر هستند. جدول زیر کارکردها و ارزشهای متناظر آنها را نشان می‏دهد:

کارکردهای ضروری هر سیستم

خرده نظامهای جامعه

ارزشها

بقای الگو

فرهنگی

دانش

یگانگی

اجتماعی

منزلت

دست یابی به هدف

سیاسی

قدرت

انطباق پذیری

اقتصادی

پول

هر جامعه‏ای به یکی از الگوهای ارزشی تاکید دارد. به عنوان مثال آمریکا به طور کلی بر سازگاری و انطباق تاکید دارد که متضمن تسلط فرد بر محیط مادی و اشیاء است و ابزار سلطه، علم و تکنولوژی است. در صورتی که در جوامع توسعه نیافته بر تجانس یا بر حفظ الگوها تاکید می شود.

دانشمندان علوم اجتماعی گاهی فهرست منظمی از آنچه آنها در شهر ارزشمند می‏دانند، تهیه کرده‏اند. مارگارت مید در مقاله مختصر خود تحت عنوان “ما چه شهری را خوب می‏خوانیم؟” عواملی چون همسایگان سازگار، حس محله و حس تداوم، آگاهی از بیوسفر و احساس از سرنوشت مشترک را ذکر می‏کند که حفاظت اکولوژیکی دارای اهمیت می‏باشد. علاوه بر ‏این وی خصوصیاتی چون تنوع، گمنامی، تحرک، انتخاب محل سکونت، اجتناب از جدایی اجتماعی و امکان گسسته شدن پیوندهای اجتماعی را نیز ذکر کرده است.

بارباراوارد و همکارانش گزارشی از اصول مربوط به خصوصیات اصلی یک شهر خوب را برای هریک نقطه از جهان سوم به کنفرانس هابیتات سازمان ملل ارایه داده‏اند، آنها از حق تصرف مطمئن، خودیاری، محافظت (منابع طبیعی)، آب پاک، خدمات اساسی، اقتصاد فعال، کشاورزی کارآ، کنترلهای اجتماعی موثر، تصمیمات مشارکتی و فقدان جدایی اجتماعی نام برده‏اند.

اف.ام.کارپ و دیگران از طریق یک مصاحبه باز که با بزرگسالان امریکایی انجام داده‏اند به تعدادی ارزشهای محیطی معمول دست یافته‏اند. آنها دریافتند که ظاهر خوب، تمیزی، نگهداری دقیق، آزادی از سرو صدا و آلودگی هوا، احساس باز بودن، گرم بودن و فارغ بال، همسایگان خوب، عدم احساس بیگانگی، ‏ایمنی در مقابل ترافیک، خرابکاری و دزدی، رفت و آمد راحت، امنیت در مقابل وجود حیوانات موذی از مهمترین عوامل بشمار می‏روند.

هاگراستراتد در تجویزی که برای “شهر فقیر سرمایه داری” ارایه می‏دهد، بر خودیاری مسکن کم تراکم، دسترسی خوب، مدارس خوب و خدمات محلی دیگر، توسعه اقتصادی در تمام سطوح سرمایه و ترغیب تغییرات تدریجی تاکید می‏کند.

برنامه ریزان و طراحان نیز معمولاً دارای نقطه نظرات خاص خود در مورد شهرها بوده و مجموعه‏ای مشخص از ارزشها را درباره شهر و به ویژه شکل شهر ارایه داده‏اند. از مطالعه ادبیات، یک یا چند مجموعه زیر که مانع الجمع نیستند، به دست می آیند:

  • شهر خوب باید دارای شهریت باشد. تنوع، بداعت، خوش منظری و سطح آزادی از ارتباط متقابل از خصوصیات آن است.
  • شهر باید بیانگر جامعه و ماهیت جهان بوده و آن را تقویت کند. عناصر مهم ‏این هدف عبارتند از: نمادگرایی، معانی فرهنگی، غنای تاریخی، شکلهای سنتی
  • نظارت محلی، جمع گرایی، حمایت موثر، زمینه روانی خوب و تسلط گروههای اجتماعی کوچک و… از مسایلی است که برنامه ریزان و طراحان به آن علاقه مند می‏باشند.

آنچنان که از بیان پیشنهادات فوق الذکر در خصوص منشأ ارزشهای شهری بر می آید، مجموعه‏ای از کارکردها و عناصر ملموس و غیر ملموس منشاء ارزشهای شهر خوب بیان شده است. بنابراین کارکرد و فرم به صورت متداخل و بر‏آیند آن سیما و چشم انداز منشاء ارزشهای شهری می‏باشند. توجه به تاریخ، ارتباط متقابل اجتماعی، انسجام اجتماعی، آسایش، ارتباط با طبیعت، تعادل، کارایی، نظم، زیبایی و مطبوعیت وتنوع در انتخاب شاخصهای ارزشهای شهری در بعد کالبدی و کارکردی، در شناخت ارزشهای شهری مفید می‏باشند.

دیدگاه مسدود است.