اصل ارتباط در طراحی شهری

هدف طراحی شهری در نهایت نظم دهی ترکیب فضایی- کالبدی ساختاری فضایی شهر و فعالیت ها و عناصر ساختاری آن مرکب از دو عنصر توده و فضا آن هم به تدریج و به صورت سه بعدی است. پیداست که نظم دهی عوامل و عناصر کالبدی در طول زمان صورت می گیرد و با نیروهای تصمیم گیرنده، بودجه، مردم و مانند آن ارتباط دارد.

ارتباط اساسی ترین مفهومی است که در تمام اصول و قواعد جریان دارد. شاید مهم ترین اصلی که طراح شهری باید معنی و مفهوم آن را خوب درک کند و مهارت به کارگیری آن را در عمل پیدا کند، همین اصل ارتباط است. در تبیین مفاهیم و اصولی مانند: نظم، هماهنگی یا ریتم همواره مفهوم ارتباط به کار گرفته می شود. لذا این خصوصیت جنبه مشترک میان مفاهیم پیدا می کند.

اصل ارتباط در طراحی شهری

مفهوم ارتباط

فهم معنی ارتباط مستلزم پی بردن به برخی مفاهیم دیگر است، مانند: جزء، کل، پیوند و تأثیر متقابل. مفهوم تأثیر متقابل میان اجزاء (Parts )، متضمن درجه ای از پیوند (Association ) است. به صورتی که تأثیر متقابل با مفهوم جمعِ اجزاء یا اتصال و پیوند اجزاء معنی می یابد. از سویی تأثیر متقابل متضمن رؤیت و مشاهده اجزاء است، اما نه به صورت منفرد که در جریانی منسجم. در این جریان، اجزاء می توانند مورد مقایسه قرار گیرند یا با تفاوتی که دارند ممکن است در تقابل و تضاد باشند. نکته اینکه وقتی سخن از اجزاء (چیزی) به میان می آوریم نظر به پیوندی با یک کل (Whole ) داریم، پیوند در دستگاهی نظم داده شده است. لذا ارتباط در درجه اول تشخیص ویژگی ها و خصوصیات اجزاء و عناصر را مورد نظر قرار می دهد و اینکه آیا این اجزاء و عناصر را مورد نظر قرار می دهد و اینکه آیا این اجزاء و عناصر به مجموعه ای تعلق دارند یا نه. دوم اینکه ارتباط با فاصله میان اجزاء سر و کار دارد، فاصله ای مجرد، ذهنی، ریاضی، معنایی (Semantic ) یا فیزیکی (به معنای اقلیدسی کلمه). نظام ارتباط از سویی جنبه حرکت را در بر می گیرد، حرکت از چیزی به چیزی، از جایی به جایی.

در واقع باید صورتی از تناوب و رفت و برگشت در یک دستگاه برقرار باشد تا ارتباط معنی پیدا کند. در مواردی ارتباط مفهوم نظم دهی (Ordering ) را شامل می شود. برای مثال چند عنصر در سلسله مراتبی با هم مرتبط می شوند که این خود صورتی از نظم است. یا اینکه در دستگاه واجد ارتباط، عنصری فرع بر عنصر دیگر قرار می گیرد. برخی مفاهیم مانند سلسله مراتب یا توالی با اینکه شواهد ریاضی دارند، اما در اصل دارای کیفیت معنایی می باشند، هر چند باز در نهایت درک مفهوم به صورت فضایی میسر می شود، چون ریشه زبانی معانی و مفاهیمی که از آن سخن رفت، خود در درک و بیان فضایی نهفته است.
در نیمه قرن بیستم بحث ارتباط به صورتی خلاق در اثر گوردن کالن (Gordon Cullen ) طراح شهری نامدار جهان مطرح شده است. کالن در مقدمه کتاب منظر شهری به بحث درباره هنر ارتباط (Art of Relationship) می پردازد. به گفته او آمیختگی عناصر و اجزایی مانند بنا و آب و درخت و طبیعت و ترافیک و تبلیغات شهری محصولی ایجاد می کند که تسلط بر طراحی مطلوب چنین مجموعه ای تنها در حوزه فعالیت معمار نیست. از طرفی کالن عقیده دارد اگرچه تخصص های علمی مانند جمعیت شناسی، جامعه شناسی، مهندسی فنی، ترافیک در درک عوامل بی شمار شکل دهنده شهر موثراند، اما آن آمیختگی مطلوب و ترکیب هماهنگ عناصر و اجزاء با تحقیق علمی حاصل نمی شود.

هر چند ممکن است کار تمام این تخصص ها درست و معقول صورت گیرد، اما اگر به هنر ارتباط و ارزش های بصری عنایت نشود، محصول (شکل شهر) یکنواخت و خسته کننده خواهد بود. به نظر کالن ما طبعاً راه حلهای علمی را می پذیریم اما نباید کاملاً در قید و بند آنها بمانیم. جزیی از ترکیب درهم تنیده مرکز محله کوشکنو در شهر یزد که نشان دهنده ارتباط فضایی میان عناصر مرکز محله به ویژه عنصر مرکزی (حسینیه) و گذرهای اصلی است.

ترکیب کالبدی-فضایی اصل ارتباط

ارتباط ممکن است از نظر تقابل فضاها باشد، یا تفاوت آنها بر حسب تناسب و ترکیب و مصالح و مانند آن. در هر حال گیرایی و کشش بصری با حرکت از فضایی به فضای دیگر افزایش می یابد. برای برقرار نمودن حداقل ارتباط در مجموعه مرکز شهر و اجزاء آن در وهله اول به دو راه عملی که جنبه های فرهنگی- اجتماعی و نیز زیباشناسی دارد، می توان نظر داشت:

  1. ایجاد فضاهای شهر در مقیاس های مختلف در وسعت شهر و محلات شهر: پیداست که مقصود از فضای شهری عنصری است لاینفک از ساختار فضایی شهر و از دو جزء اصلی میدان و خیابان تشکیل می شود. این فضا ترکیبی است از فعالیت ها و بناهای مختلف فرهنگی، اجتماعی، تجاری، اداری و مانند آن که به صورتی آراسته، هماهنگ، واجد نظم و بالطبع با ارزش های بصری شکل گرفته باشد.
  2. ایجاد ارتباط میان فعالیت ها و بدنه خیابان ها به کمک اصول و قواعد یا راهنمای طراحی شهری : این نکته در خور توجه است که هر بنایی در خیابان تنها یک اثر معماری محسوب نمی شود، بلکه به منزله جزیی (بنایی) از کل (مجموعه بناهای محدوده قابل تعریفی از یک خیابان) در نظر گرفته می شود. لذا ممکن است یک بنا فی نفسه واجد ارزش معماری نباشد، اما با قرار گرفتن در کلی هماهنگ ارزش ارتباط اشکال را پیدا کند.

منابع:

  • تورت گروتر، یورک: زیبایی شناسی در معماری: جهانشاه پاکزاد: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی: ۱۳۸۳
  • عمومی، محمد: معماری، الگو، نظم: نشر خاک: ۱۳۷۶

دیدگاه مسدود است.