عوامل کیفی تأثیرگذار بر زیبایی نمای ساختمان

 خلق محیط فیزیکی جذاب و دارای کیفیت بالا همراه با دسترسی های خوب همیشه امکان پذیر است. فضاهای شهری نباید مجموعه ای از کپی های بیگانه و یا نامتناسب و ناآشنا باشند که در همه جای دنیا دیده می شوند. مردم مکان های ساده و بین المللی نمی خواهند، مکان هایی خاص و یکتا را می طلبند. اهمیت چهره ی شهر و فضاهای شهری را در هنگام شب نیز نباید نادیده گرفت. محیط های شهری نیز باید در کل دارای ساختمان های متوسط، چندعملکردی، مناطق خرید، تجارت و تفریح باشند و ساختمان های بلندتر باید با دقت مکان گزینی شوند تا تنوع توپوگرافیکی را بهبود بخشیده و باعث محو محیط های ارزشمند نشوند.

sydney-opera-house

باید تنش بین بخش های قدیم و جدید هر شهر یا محیط شهری را هوشیارانه به کار گرفت تا محیطی طراحی شده با رابطه ای قوی و پیچیده بین مکان های کهنه و نو پدید آید. در زیر عوامل کیفی تأثیرگذار بر شکل گیری نمای شهری مورد بررسی قرار می گیرد:

نظم :

نظم مجموعه قواعدی است که مبنای پدیدآمدن زیبایی است و در تاریخ معماری و فضای شهری جهان همه جا درباره آن بحث شده است. اصولی مانند نظم، هماهنگی و  وحدت در پیوندی نزدیک با یکدیگر قرار دارند.

وحدت:

وحدت یا هماهنگی اجزاء در یک ترکیب متعلق به یکدیگر هستند. وحدت در یک ترکیب موجب وابستگی می شود و آن را قابل فهم می سازد. کلی مطلوب که در نتیجه اتحاد و توافق اجزا فراهم شده باشد نه تنها ترکیبی برخوردار از نظم پدید می آورد بلکه نشان دهنده وحدت نیز هست.

ترکیب :

مفهوم وحدت با مفهوم ترکیب ملازمه دارد. ترکیب بر پیوند وترتیب اجزاءو عناصر استوار است ترکیب، کلی است که اجزای آن به گونه ای منسجم با هم پیوند یافته اند، این پیوند اجزا به گونه ای منسجم تاثیر بصری روشنی در پی خواهد داشت.  ترتیب و نسبت و تناسب روزنه در بدنه یکی از مهم ترین عوامل موجد وحدت شکلی و استحکام بصری در نماست. این خصوصیت نه تنها در یک نما بلکه در مجاورت نماهای دیگر مطرح است.

یگانگی و دو گانگی نما :

جادادن و ترتیب روزنه ها در نما می تواند به تقویت یا تباه کردن ترکیب بدنه منجر شود و وحدت را از میان بردارد. به عنوان مثال در نمایی یکسان با محوری معلوم در وسط، وحدت نما می تواند با آرایش روزنه ها در محور تقویت شده و محور نما هم قوی تر جلوه می کند. در مثالی دیگر با ایجاد دو محور قوی تر و برابر و در تضاد با محور مرکزی وحدت بدنه تباه شده و از بین می رود.

یگانگی و وحدت در نمای ساختمان

ترتیب و ارتباط روزنه ها :

 برای دستیابی به آرامش بصری در نما، روزنه ها باید به صورتی در بدنه نما ترتیب یابند که چشم به راحتی و اسانی از یک عنصر نما به عنصر دیگر حرکت کند. ترکیب ساده شطرنجی که بر خطوط افقی و عمودی استوار است روشن ترین پاسخ است که در ضمن محدودیتی در به کار بردن انواع پنجره ها ایجاد می کند. تصویر زیر مبین ترکیبی دارای سکون و استراحت بصری است و تصویری فاقد چنین خصوصیتی است.
بازشوها و روزنه های نمای ساختمان

تقسیمات کوچکتر در روزنه ها :

ترتیب جایگاه روزنه ها در بدنه آرامش بصری را القا می کند اما تقسیمات داخلی روزنه ها باید به گونه ای باشد که این آرامش را برهم نزند. معمولا تقسیمات داخلی روزنه ها اگر بر اساس محورهای افقی و عمودی متقارن آرایش یابد، آرامش بصری در پی خواهد داشت. تصویرزیر نشان می دهد علیرغم قرارگیری جایگاه مطلوب روزنه ها تقسیمات داخلی (در یک طرف) موجب شده که محور روزنه ها به چپ متمایل شود، و توازن از میان برود. تصویر دیگر نمونه یک تقسیم بندی آرامش بخش را نشان می دهد.

تقسیمات بازشوها در نما

استحکام بصری :

نسبت نامطلوب سطوح بار بر به سطوح پنجره های بزرگ یا پنجره های بی تناسب از نظر بصری نما را ضعیف جلوه می دهد. تصویر زیر نشان می دهد که سطوح وسیع پنجره ها استحکام بصری نمای اجری را ضعیف می کند. اما وسعت و غلبه سطح بدنه آجری باعث می شود که نما از نظر بصری استوار به نظر آید.

استحکام بصری

تعادل :

 تعادل در بدنه فضای شهری به معنای برابری، همترازی یا همسنگی وزن های بصری نماست. برای دستیابی به ارامش در نما، تمام نیروهای بصری در یک نما باید یکدیگر را خنثی کنند، یعنی جمع نیروهایی که در یک جهت قرار می گیرند باید با جمع نیروهای جهت دیگر به حال تعادل درآیند. حتی اگر نیروها در نما یکدیگر را خنثی کنند و نما در حالت تعادل باشد جایگاه روزنه نباید به صورتی باشد که تعادل ترکیب را به هم بزند. تعادل در دو شکل کلی می تواند موجودیت یابد:

الف) تعادل متقارن :

تعادل مطلق یا عالی، ایستا، احساس رسمی بدون هیجانی را به وجود می آورد. برای بناهای اداری احساس جاودانگی و برای منازل اعیانی وقار و باشکوهی ایجاد می کند.

ب) تعادل نا متقارن :

با استفاده از ایجاد وزن بصری برابر، از طریق به کارگیری متغیرهای نامتشابه به وجود می آید .تعادلی عینی، رسمی، اسرار آمیز بسیار راحت تر و پویا تر از تعادل متقارن می باشد.

مقیاس :

مقیاس در ساختن مکان، اندازه یک شی را نسبت به اندازه انسان نمایان می سازد و خود پنج گونه اصلی را در بر می گیرد:

الف) مقیاس  انسانی:

بحث مقیاس انسانی فضای شهری همواره مورد توجه طراحان و نظریه پردازان شهری بوده است می توان رابطه انسان و بدنه ای از فضای شهری را روشن کرد. ناظر با توجه به میدان دیدی که دارد باید بتواند در یک لحظه احساس وحدت و یگانگی را در بدنه درک کند. حداکثر زاویه ای که یک بنا می تواند با ناظر ایجاد کند برابر  با 27 درجه و محل ایستادن ناظر در فاصله ای تقریبا دو برابر ارتفاع بنا محاسبه شده است.

ب) مقیاس صمیمانه انسانی :

در آن قیافه افراد قابل شناسایی است.

پ) مقیاس عمودی انسان :

در فضایی برای اجتماعات بزرگ ،مورد توجه است .

ت) مقیاس ماورای انسانی :

به طبیعت مربوط می شود.

ث) مقیاس فوق انسانی :

به فضایی بسیار بزرگ و برجسته مربوط می شود.

تناسب :

رابطه اندازه یکی از اجزا  یا اندازه یک قسمت نسبت به کل را بیان می کند سیستم های تناسبی از عوامل راهنما در این بخش هستند. نسبت طلایی به عقیده یونانیان به عنوان عالی ترین رابطه تناسبی (رابطه قسمت کوچکتر کل به قسمت بزرگتر آن مانند رابطه قسمت بزرگتر به مجموع هر دوست یا رقم 1.68 را رعایت می کند) بوده وهست .

هماهنگی :

هماهگی در معماری و طراحی شهری عبارت است از ترتیب، تنظیم و ارتباط مناسب و متوافق اجزا و عناصر کالبدی در چارچوب معین فضایی.

تقارن :

تقارن در بدنه ها ی شهری عبارت است از ترتیب و آرایش عناصر و اجزای همانند در دو سوی یک محور. ممکن است نمای بنایی به خودی خود دارای تقارن یا تعادل نباشد، اما در ترکیب با نماهای دیگر تعادل حاصل می شود. این امر برای ناظر با برقرای ارتباط بصری میان نماها و دید های مرتبط و پیاپی حاصل می شود.

ریتم :

ریتم در نما تکرار قوی، منظم و پیوسته عناصر و اجزایی است که کل را پدید می آورند. ریتم به حرکت چشم بستگی دارد. خط سیر چشم به دنبال شکل های تکرار شونده، احساس ریتم و هارمونی را ایجاد می کند. خط، فرم، رنگ، سایه و بافت می تواند کنایه از ریتم باشد.

سادگی :

به معنی اقتصاد بصری در روش هاست. هدف از آن  بیان حداکثر مفاهیم با استفاده از حداقل تعداد اجزا است.باید هر جز ترکیب دارای مفهوم بوده و رابطه ای موثر و سازمان یافته داشته باشد.

تنوع :

ترکیبی که وحدت و هماهنگی کامل داشته باشد، فاقد جذابیت بصری است. بنابراین هدف طراحی، هر دو قطب رشته تسلسلی پیوستگی، یعنی وحدت با تنوع، موضوع اصلی با قالب های متنوع یا نظم با اندکی خود جوشی آن را در بر می گیرد.

ارتباط و مجاورت :

ممکن است عنصری یا جزیی از بدنه به خودی خود نسبت و تناسب مطلوب داشته باشد اما با قرار گرفتن در بدنه ای  یا در ارتباط با سایر اجزا در آن بدنه یا در ارتباط با بدنه های  مجاور ارزش شکلی خود را از دست بدهد.

در طراحی شهری نه تنها ارتباط بدنه ها و بناها با هم، بلکه دیواره ها، درختکاری، علایم و گرافیک شهری و کفسازی همه در ایجاد یک ترکیب دارای وحدت موثرند. اما مهم ترین عامل در ایجاد ارتباط شکلی میان دو بنای مجاور در نمای شهری، رابطه میان تناسب اجزا و اشکال، روزنه ها، ورودی ها، سطوح پر نما، پیوستگی خطوط نماها و مواردی دیگر مانند رنگ و ترکیب مصالح است.

منابع:

  • توسلی، محمود: قواعد و معیارهای طراحی فضای شهری، انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات معماری و شهرسازی ایران، 1375
  •  بحرینی، حسین: فرآیند طراحی شهری، اتنشارات دانشگاه تهران، 1381
  • ___، نکاتی در خصوص طراحی فضای شهری با رویکرد به خیابان، دفتر فنی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه تهران، 1384

2 دیدگاه

  1. razieh golafshan

    سلام، این عوامل چگونه قابل محاسبه هستند؟ ما اگر بخواهیم از آنها در پروژه های دانشجویی استفاده کنیم چطور می توان میزان آنها را نشان داد؟

  2. کارشناس مشاور

    سلام، باید از روشهای کمی سازی شاخص های کیفی استفاده کنید.

دیدگاه بسته شده است