تغییر عملکرد فضای عمومی در شهر معاصر

به عقیده منتقدین شهر مدرن، فضاهای شهری عملکرد خود را به عنوان مکان هایی برای برقراری روابط اجتماعی از دست داده اند و در حقیقت مفهوم اجتماعی جای خود را به هم زیستی اجباری در شهر داده است. میدان سنتی که امکان شرکت عمومی افراد در تصمیم گیری های جمعی را میسر می ساخت، از میان رفته است. کانال های ارتباطی کنونی که قابل رؤیت نیستند، پدیده نا به جایی را به همراه داشته و بعد جدیدی به زنجیره زمانی فضایی شهر افزوده که نتیجه آن انزوای مردم و فعالیت های آن هاست. با وجود تکنولوژی پیشرفته و شیوه های ارتباطی و حمل و نقل نوین، افراد دیگر مستقیما با فضا ارتباط ندارند و مقیاس فضاها با مقیاس وسایط نقلیه آن ها درک می شود. امکانات روابط مستقیم افراد در حال کاهش است و اتوماسیون و فرآیندهای ارتباطات به افزایش انزوای افراد دامن می زند. عوامل مرتبط با تغییرات عمده در عملکرد فضاهای عمومی شهرها به شرح زیر قابل بیان هستند:

برازیلیا-لوکوربوزیه-brazilia

– وابستگی روزافزون به اتومبیل: و در نتیجه افزایش تقاضای پارکینگ ها، بزرگراه ها و معابر مخصوص اتومبیل نوع غالب فضاهای باز در شهر ما را این گونه رقم می زند. تحرک و ارتباطات بر فضاهای عمومی مسلط شده است و معنای فرهنگی و هدف انسانی از بین رفته است. خیابان مفهوم اجتماعی خود را از دست داده و به جای افراد پیاده، خودرو نظم و تحرک را جانشین تنوع و توان زندگی عمومی در شهرها کرده است.

– سیاست منطقه بندی و کاربری زمین پروژه های نوسازی شهری: پروژه های نوسازی در ساخت فضایی شهر به الگوهای اجتماعی پاسخ نمی دهند و بی توجه به روابط اجتماعی که به زیست جامعه شهری معنی می دهد، فضاهای شهری قدیمی و باارزش را از بین برده اند. منطقه بندی ( یا zoning ) باعث جدایی مناطق و در نتیجه جدایی فضای زندگی از فضای کار شده است.  نظم عملکردها جایگزین نظم فضایی گردیده و اهمیت نظم فضایی در عملکردهای اجتماعی نادیده گرفته شده است. قوانین منطقه بندی و تقسیم بندی شهر به مناطق کوچک متجانس باعث از بین رفتن تنوع و حیات شهر شده است.

– عدم هماهنگی میان نهادهای دولتی و خصوصی در طراحی محیط های شهری عمومی: امروزه فضاهای جمعی جای خود را به عناصر خصوصی می دهند. در گذشته طراحی فضاهای عمومی در ارتباط با ساختمان های خصوصی انجام می گرفت، اما امروزه نهادهای دولتی و خصوصی بی ارتباط با هم اند و نتیجه آن پیدایش فضاهای شهری کنونی است. سرمایه گذاری در حفظ فضاهای عمومی کاهش پیدا کرده و فرم و ظاهر شهر نادیده گرفته شده است. در این خصوص باید تضاد میان منافع عمومی و خصوصی حل شود، تا بحران کنونی فضاهای شهری حل گردد یا حداقل کاهش پیدا کند.

– گرایش مدرنیست ها به فضای باز بیکران: معماران و شهرسازان معاصر متاثر از مدرنیسم، ابعاد انسانی و اصول سنتی را کنار گذاشته اند. ساختمان های مرتفع در فضایی وسیع و بدون شکل رها شده و فضای میان ساختمان ها به ندرت طراحی می شود. خیابان عملکرد تفریحی و اجتماعی خود را از دست داده و گرایش افراد به استفاده از فضاهای شهری سوق داده است. تأثیر نظریات مدرنیست ها بر ایجاد اشکال محض و عناصری چون نور، هوا، جریان باد و فضای پارک مانند و نامحصور، عامل مهمی در ایجاد ساختمان های منفرد امروزی گردید. ایشان تفسیر اجتماعی از فضا ندارند و فضاهای شهری عمومی تنها عملکردی مجزا در نظر گرفته می شود.

به عقیده “کریستین نورنبرگ شولتز” نابودی فضاهای شهری مشکلی است که به دنبال رد نیاز به ایمن سازی در فضای محصور عنوان شده است. از نظر فضایی واحدهای مسکونی جدید و محصور متراکم نبوده و از ساختمان های آزاد در فضاهای پارک مانند شکل یافته اند. خیابان ها و میدان ها مونتاژِی از واحدهای پراکنده اند که به قول “سیته” به صورت یک محصول ساخته شده و با مارک تجاری ” مدرن ” در همه جا تکرار می شوند.

منابع:

  • تحلیل کالبدی – فضایی میدان هفتم تیر، پایان نامه کارشناسی ارشد رشته شهرسازی، تالیف پرویز مرادی زاویه، استاد راهنما دکتر غلام حسین مجتهد زاده، دانشگاه آزاد اسلامی ( واحد تهران مرکزی )، 83-1382

2 دیدگاه

  1. یک معمار تنها

    از مقاله زیباتون متشکرم، تغییرات عمده عملکرد فضا در مقیاس معماری و شهرسازی خیلی چیزها را بر هم زده است و با شتابی که پیش می رود گویی راه حلی برای توقف یا تغییر رویه وجود ندارد 🙁

  2. کارشناس مشاور

    قطعا راه حل هایی وجود دارد، مهم تغییر دیدگاه و افزایش آگاهی عمومی در این باره است.

دیدگاه بسته شده است