تبیین مفاهیم گره، میدان و فلکه

در زندگی حرفه ای بارها از واژه “گره” استفاده می شود و با دادن پسوندی ترافیکی به آن ذهن انسان متوجه نقاطی در شهر می گردد که باعث راه بندان و عدم حرکت روان خودروها می شود. هر چند توجه به این موضوع مهم و ضروری است ولی باید گفت که در شهرسازی (گرایش طراحی شهری) گره تنها به تقاطع های مشکل زا محدود نمی گردد، و مفهوم گره مساوی با تقاطع نیست. زیرا گره یکی از عناصر تصویر ذهنی است. در صورتی که تقاطع واقعیتی است که برخی از اطلاعات آن را ادراک کرده و عینیتی از آن را پیش رو داریم. به بیانی دیگر اصطلاح گره در طراحی شهری (برخلاف تصور رایج) اشاره به یکی از عناصر تصویر ذهنی دارد که از هر نوع تجمع رویدادهای مختلف در شهر در ذهن شهروند شکل گرفته است.

urban_pioneer_square

کاشف این مسأله روانشناس توپولوژیک به نام کورت لوین (1936 میلادی) بود که پس از آزمایش های فراوان متوجه شد که شهروندان،اولا برای ایجاد تصویر ذهنی از محیط خود، شرایط موجود در محیط را در چند عنصر نقطه ای (گره)، خطی (مسیر)، بقچه ای (حوزه) و جدا یا وصل کننده (لبه) خلاصه می کنند. ثانیا این عناصر و تصویری که از آن در ذهن نقش می بندد، کاملا با تصویر عینی مطابقت نداشته و ثالثا انسان ها ،رفتار خود را نه بر اساس واقعیت ها، بلکه بر اساس تصوری که از آن مکان خاص دارند تنظیم می کنند. این کشف مهم چند دهه بعد توسط کوین لینچ وارد ادبیات شهرسازی شد. او با کمک همکاران خود، در کتاب The Image Of City (تصویر ذهنی از شهر) این را به جامعه شهرسازی معرفی نمود. این کتاب توسط استاد شادروان زنده یاد دکتر منوچهر مزینی با عنوان “سیمای شهر” ترجمه و توسط انتشارات دانشگاه تهران منتشر گردید.

کوین لینچ و پیروان وی متوجه شدند که نه فقط تفاوت مذکور وجود دارد، بلکه تصویر ذهنی گره، فقط حاصل از تقاطع ،خیابان ها، یا حتی میدان و فلکه نبوده است؛ بلکه کلیه فضاها و پاره فضاهایی که محل تجمع یا تلاقی رویداد های متنوع جمعی هستند را در بر می گیرد. به بیانی دیگر نه فقط انواع تقاطع ها و میادین، فلکه ها و جلوخان ها بلکه پاتوق ها و محل تمرکز والدین در جلوی ورودی مدرسه را نیز شامل می گردد.

در مورد مفهوم “میدان” و این که به چه مکان هایی میدان می گویند تاکنون مباحثات بسیاری صورت گرفته است. این مفهوم در فرهنگ های مختلف و در طی زمان های مختلف تغییرات جدی داشته و شکل کالبدی و همچنین کارکرد آن نیز متفاوت بوده است. در فرهنگ میتراییسم و مهرپرستی ایران، میدان مکان برگزاری آیین مقدس، نوشیدن می و خوراک (نان) مقدس است، به همین جهت پاره ای از زبان شناسان میدان را مرکب از دو بخش می + دان دانسته اند. همچنین احتمال می رود که میدان مرکب از دو بخش مید + آن باشد. واژه “مید” Mid با واژه های قدیمی هند و اروپایی از یک ریشه است و به معنی میانه، میان، وسط و دایره است. در برنامه ریزی شهری فضاهای باز وسیعی که دارای محدوده ای محصور یا کمابیش معین بوده اند و در کنار راه ها یا در محل تقاطع آن ها قرار داشته اند و دارای کارکردهای ارتباطی، اجتماعی، تجاری، ورزشی، نظامی یا ترکیبی از دو یا چند کارکرد مزبور بودند، میدان نامیده می شدند.

به احتمال بسیار زیاد اولین تمهیدی که انسان برای استفاده از فضای شهری به کار برده میدان است. در گذشته میدان از تجمع خانه ها گرداگرد یک فضای باز به وجود می آمد. این آرایش نظارت بسیاری زیادی را در فضای درونی و با به حداقل رساندن سطوح خارجی آمادگی دفاعی در برابر حملات بیرونی را امکان پذیر ساخت. این نوع حیاط ها به کرات ارزش نمادی یافت و نمونه ای برای ساختمان های بی شمار مذهبی شد ( آگورا، فوروم، دیر، حیاط مسجد) و با اختراع خانه هایی که در اطراف یک مسجد یا آتریوم ساخته می شد، الگوی فضایی نمونه ای برای آینده قرار گرفت. آتریوم به صورت حیاط درونی در حریم زندگی خصوصی وارد شد که این نمونه میدان به صورت تحسین برانگیزی مناسب سکونت بود.

میدان جلوه گاه زنده و پویای حیات جمعی است، که در تصور ناظر، از عناصر تشکیل دهنده محوطه و پیرامونش تجسم می یابد. این فضای باز شهری بر اساس تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نیز فنی در طول تاریخ خود متأثر شده است. معنی معمولی تر میدان همان است که در انگلیسی Square، در ایتالیایی Piazza و در فرانسوی Placo گفته می شود و به مفهوم فضای باز وسیعی است که دارای کارکرد سیاسی، اجتماعی، تجاری، ورزشی، نظامی و یا ترکیبی از دو یا چند کارکرد مزبور بوده است. شهر نمود بارز تمایل بشر به زندگی جمعی است و گذشت زمان کالبد شهر را واجد هویت و اعتبار می کند. در واقع میدان به عنوان یک فضای شهری دارای هویت، جلوه گاه اصلی حیات جمعی شهر است. مردم با حضور در فضای شهری به آن زندگی می بخشند. بنابراین فضای شهری، یک فضای جمعی با قابلیت دسترسی مناسب، جذاب، لذت بخش و دارای امنیت است. میدان مکانی است برای تظاهرات اجتماعی در مقیاس انسانی که در آن باید اولویت با حرکت پیاده باشد.

در واقع به وجود آمدن فضایی شهری با عنوان میدان در پی پاسخ گویی به نیاز اجتماعی انسان ها و تعاملات آن هاست. میدان در طول تاریخ بر حسب ضرورت مکانی و زمانی خود نقش ها و عملکردهای گوناگونی را پذیرا بوده است، گاه به عنوان یک مکان عرضه کالا و گاه به عنوان یک فضای حکومتی، دیوانی و یا مذهبی. در حال حاضر بسیاری از عملکردهای کلاسیک میدان به بناها منتقل شده است و بر حسب شرایط زمانی و مکانی موجود نمی توان عملکردهای گوناگون اجتماعی گذشته را از آن توقع داشت. طراحی میدان باید به گونه ای باشد که در یک محاوره فضایی – کالبدی با محیط طبیعی و انسان ساخت اطراف خود قرار گیرد، به دیگر سخن میدان به عنوان یکی از اساسی ترین عناصر شهری باید بتواند ارتباط منطقی و معقولی با محیط اطراف خود پیدا کند. باید به طراحی صحیح میدان اندیشید و حتی المقدور سعی کرد، میدان را از جزیره شدن در بین شبکه های رفت و آمد نجات داد.

میدان محل تجمع افراد و بروز و ظهور رفتارهای جمعی و تعاملات انسانی است، محلی است که شهروندان برای گذراندن اوغات فراغت و دیدن یکدیگر به آن جا می روند. مکانی با مقیاس انسانی و متناسب با رفتارها و ادراکات شخص پیاده و در واقع مکانی است که شکل دهنده خاطرات جمعی ماست. میدان ها در گذشته با کارکردهای گوناگون بروز و ظهور یافتند ولی در انتها همگی محل تجمع و حضور شهروندان به اشکال مختلف بودند. آن چه در دانش طراحی شهری به عنوان یک ارزش برای میدان مطرح است، نقش اجتماعی و تعاملی است که این فضا در زندگی جمعی شهروندان ایفا می کند. بررسی تاریخی شهرهای مغرب زمین نیز شاهدی است بر این ادعا. از دوران یونان باستان تا قرن بیستم شهروند اروپایی مهم ترین و مردمی ترین رویدادهای جمعی خود را در میدان برگزار  می کرده است. در قرون وسطی میدان یا پیازا اغلب مرکز یک شهر را شکل می داد. میدان در این دوران یکی از عناصر اساسی و اصلی شهر به حساب می آمد و محل گردهمایی و تعامل اجتماعی بود. حتی خودکامه ترین دولت های دوران استبداد اروپا ( قرن هفدهم و هجدهم ) جرأت تغییر این نقش را به ذهن خود خطور ندادند. حتی اگر مستبدین نیازی به احداث میدان جدیدی برای نشان دادن قدرت و جلال خود می دیدند، سبک ومعماری آن را هندسی تر و مجلل تر نموده و رژه و بازدید از لشگریان را به عملکرد آن می افزودند. شهروند غربی پس از سرنگونی استبداد، به سرعت عملکرد تشریفاتی را از میدان زدود و آن را به صورت محل حضور و تعامل اجتماعی خود و همشهریانش احیا کرد.

اگر شهرهای مغرب زمین در طول دو هزاره دارای حداقل یک میدان شهری بودند، در نظام سنتی شهرهای مشرق زمین و ایران با دو نوع اصلی میدان رو به رو بوده ایم : میدان محلی و میدان رسمی – تشریفاتی. عمومی ترین و مردمی ترین فضاهای شهری در جامعه ایران بازارها و میادین محلی بودند و میدان های ارگ یا میدان اصلی شهر ( مانند میدان نقش جهان ) بیشتر وظیفه ای تشریفاتی داشتند و در خدمت نهادهای حکومتی و مسیول شهر بودند. از آن جا که میادین اصلی توسط حاکم و اطرافیانش احداث می گردید، دولت نیز مسیول حفظ و نگهداری از آن بود. از سوی دیگر میادین محلی و برخی تکایا که محل تجمع و تعامل اجتماعی اهالی محل بود، توسط خود مردم احداث، حفظ و نگهداری می گردید.

در حقیقت میدان را می بایستی یک گره شهری دانست، به طوری که لینچ معتقد است: گره ها کانون های واجد اهمیت در شهر اند که معمولاً به واسطه تقاطع راه ها یا پاره ای خصوصیات به وجود می آیند و ناظر می تواند به درون آن ها راه یابد. در واقع همین جمع شدن و گرد آمدن عناصر حول یک فضاست که میدان را ایجاد می کند. “زوک ” مفهوم میدان را به عنوان جزیی زنده و پویا از شهر مرتبط با شرایط اجتماعی – اقتصادی و حتی درحال تغییر می داند، عناصر میدان و ساختمان های محصور کننده آن در طول زمان تغییر می کند. “کریر” دوام میدان های شهری با اهمیت را در عملکردهای معنی دار و مکان مناسب آن در کل ساخت شهر جستجو می کند و فعالیت های فرهنگی نظیر ایجاد ادارات دولتی، سالن های اجتماعات و … را با حفظ هویت به فعالیت تجاری برای میدان ها مناسب می داند. کریر میدان را از نقطه نظر فعالیت ها و کارکردهای فضایی به شرح زیر تقسیم بندی می کند و ترکیبی از دو یا چند مورد آن میدان را به انواع عمومی، تجاری، حکومتی، نظامی، محله ای، ارتباطی و ورزشی تخصیص می دهد:

  • میدان به عنوان محل تلاقی شبکه های ارتباطی
  • میدان به عنوان محل تجمع و ملاقات
  • میدان به عنوان سمبل القاء نمادین واقعه، حادثه یا قدرت سیاسی
  • میدان به عنوان نقطه جهت یابی و تغییر مسیر
  • میدان به عنوان محل بروز فعالیت های خاص تجاری، اداری
  • میدان به عنوان محل بروز فعالیت های موقتی

“فلکه” یکی از انواع تقاطع ها برای توزیع حرکت های سواره می باشد. فلکه ها در بدو ورود خودرو به شهرها جهت توزیع روان و ایمن تر ترافیک سواره شکل گرفتند. در طرح این فضاها در گذشته چند نکته حایز اهمیت بود. این فضاها در محل تقاطع دو یا چند خیابان شکل می گرفتند. آن ها دارای صحن آسفالت و بالنسبه وسیع بودند که در میان آن فضای سبز با گلکاری، آب نما، مجسمه و سایر عناصر تزیینی قرار می گرفت. بدنه های فضا را عملاً کاربری های عمومی و دولتی اشغال می کردند که به نوعی مبلّغ توسعه و نوگرایی بودند. فلکه به تدریج در همه شهرهای بزرگ و کوچک مورد تقلید قرار گرفته و مظهری ازتوسعه و پیشرفت شد . این روال نه تنها در زمان خودش به بافت های شهری ما لطمات جدی وارد ساخت، بلکه در طول زمان به علت عدم توجه به شرایط محیط و رشد حجم ترافیک، الگوی اولیه فلکه را به الگویی غیرکارآمد تبدیل کرد. در فلکه فرد پیاده در درجه دوم اهمیت قرار داشته و نقش مسایل اجتماعی به حداقل ممکن می رسد. این در حالی است که امروزه فضای سبز وسط فلکه ها در بسیاری موارد تبدیل به تفرجگاه، محل تجمع و بعضاً بازی کودکان شده است. در عمل با افزایش حجم ترافیک، فلکه های واقع در خیابان های پرآمد و شد شهری به گره های مهم ترافیکی تبدیل شده مهندسان ترافیک ناچار شده اند ترافیک این گره ها را توسط چراغ راهنما که اساس عملکرد آن با طرح فلکه سازگار نیست کنترل کنند.

منابع:

  • هاشمی، مجید: تحولات فضاهای عمومی شهری در ایران تحت تأثیر تبادلات فرهنگی ایران و غرب، مطالعه موردی میادین شهر تهران در 200 سال اخیر، پایان نامه کارشناسی ارشد رشته شهرسازی، استاد راهنما اکبر پرهیزکار، دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم انسانی، 1381
  • کریر، راب: فضای شهری، ترجمه خسرو هاشمی نژاد، نشر خاک، 1383
  • مرادی زاویه، پرویز: تحلیل کالبدی–فضایی میدان هفتم تیر، پایان نامه کارشناسی ارشد رشته شهرسازی، استاد راهنما دکتر غلام حسین مجتهد زاده، دانشگاه آزاد اسلامی (واحد تهران مرکزی)، 83-1382
  • پاکزاد، جهانشاه: گره، میدان و فلکه، ویژه نامه میدان و فضای شهری ضمیمه ماهنامه شماره 67 شهرداریها، آذرماه 1383
  • ___: میدان، ترجمه ندا ضیابخش، نشریه معماری و فرهنگ شماره 5

دیدگاه مسدود است.