هویت مندی و حفظ ارزش های شهری

چند سالی است که مرتبا از گوشه و کنار می شنویم فلان شهر تاریخی به دلایل مالی یا مدیریتی در حال از دست دادن بخشی از ارزش های تاریخی کالبدی خویش است و کاری از دست شهروندان برای حفظ آن بر نمی آید، یا ارزش های فرهنگی و اجتماعی خود را به دلیل هجوم اطلاعات و فناوری به فراموشی می سپرد و سازمان های متولی در جلوگیری از آن عاجزند. دردناک تر آن جاست که برنامه ریزی های غیرمشارکتی به تخریب های غیرقابل بازگشتی در مناطق تاریخی و بافت های ارزشمند شهرهایی همچون کرمان و تبریز منجر شده است. به بهانه طرح تخریب چهار هکتار از بافت تاریخی بافت ارزشمند شهر یزد جهت گسترش و توسعه کاربری مذهبی، مطلبی را به قلم دکتر محمد رحیم رهنما در این جا می خوانید:

177536_488

ارزش یا باوری که دارای اعتبار بوده و به هنجار عمومی مطلوب تبدیل شده باشد، ممکن است مفهومی و غیر ملموس باشد، ولی وقتی که جنبه بصری و ملموس به خود گرفت، تبدیل به هویت شده و منشاء تمایز، برجستگی و تشخیص پدیده های مختلف از جمله کشورها، ملتها و به ویژه شهرها می شود. آنچه مسلم است، ارزشها به یک باره به وجود نمی آیند، بلکه به مرور زمان و در پی حوادث و وقایع در مقاطع مختلف تاریخی شکل می گیرند و تحت تاثیر جریانهای مختلف ممکن است در مقطعی از زمان کم اهمیت شده، سلسله مراتب آنها تغییر کند، ولی به ندرت از بین می روند؛ بنابراین وظیفه جوامع انسانی است که نسبت به حفظ آنها تلاش کرده و آنها را کم بهاء نشمارند، زیرا ارزشها نماد تکامل تاریخی و مبنای هویت ملی یک کشور، منطقه، شهر و حتی محله می باشند. تضعیف ارزشها و بی توجهی به آنها و از بین بردن و تخریب ابعاد مختلف عینی آنها (هویت کالبدی، …) در واقع تضعیف ارزشهای ملی و میهنی و در نهایت محو سابقه تمدنی یک ملت و یک کشور و به عبارتی بشریت می باشد. بنابر این پاسداری از ارزشها، وظیفه ای همگانی است و نبایستی تحت تاثیر تصمیمات و احساسات مقطعی و زود گذر قرار گیرد. معیار قضاوت ارزشها نباید شرایط حال باشد، بلکه هر چیزی در زمان خودش با توجه به سطح فرهنگ، اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی و سطح پیشرفت و تکنولوژی و شرایط محلی قابل سنجش و ارزش گذاری است. در چنین شرایطی است که روحیه انصاف و مدارا جایگزین روحیه احساسی و عصبیت در مواجهه با ارزشها می شود. گذشته هر چند هم دردناک باشد، نفی نمی گردد و به عنوان مقطعی از گذار تاریخ برای کسب تجربه و خودداری از تکرار آن مورد نقد و ارزیابی قرار می گیرد، زیرا دست رنج مردمان آن سرزمین است و دارایی ملی و بین نسلی تلقی می گردد. در چنین شرایطی بر تراکم و تداوم تدریجی ارزشها افزوده شده، ارزشها به هویت تبدیل شده و به دارایی ارزشمندی برای توسعه پایدار کشور تبدیل می شوند، همچنین موجب غرور، مباهات و افتخار ملت، کشور، مناطق، شهرها و … می گردند.

در هزاره سوم که با عنوان “عصر اطلاعات، ارتباطات” و جهانی شدن اقتصاد، فرهنگ، اجتماع، سیاست و شکل گیری جامعه شبکه ای و مادی زدایی اقتصاد و وابستگی آن به اقتصاد فرهنگی مشهور است، نگاه به ارزشها و به ویژه ارزشهای تبدیل به هویت شده، از جمله مکانهای جغرافیایی و مخصوصاً شهرهای دارای سابقه تاریخی و فرهنگی که نماد عینی تکامل جامعه بشری و تبلور ارزشهای آن می باشند، اهمیت بسزایی یافته اند. زیرا کانون اقتصاد فرهنگی، گردشگری و تولید محصولات فرهنگی شده اند و در نتیجه مورد توجه دولتها قرار گرفته اند، به طوری که در بعضی از مناطق جغرافیایی از جمله اروپا، برخی از شهرها، رنسانس شهری خویش را از سالهای 1995 به این طرف جشن گرفتند و حتی برخی از آنها به عنوان شهرهای فرهنگی معرفی شدند (استانبول به عنوان یكی از شهرهای فرهنگی سال 2010 م. بوسیله اتحادیه اروپا انتخاب شده است). همه این تلاشها حکایت از اهمیت و جایگاه ارزشهای فرهنگی شهرها در فرآیند توسعه اقتصادی قرن دارد. لذا حکومتها، نه تنها برای حفظ ارزشهای موجود، بلکه برای خلق ارزشها و تبدیل ارزشها به هویت، تلاش گسترده ای نموده اند، چنانکه بزرگترین صنعت در قرن بیست و یکم، صنعت گردشگری و پایه و کانون آن نیز شهرها می باشند.

با توجه به اهمیت ارزشهای شهری در هویت بخشی به شهرها از یک طرف و جایگاه آنها در فرآیند توسعه اقتصادی پایدار شهری مبتنی بر اقتصاد فرهنگی از طرف دیگر، به همراه اقدامات گسترده فعالیتهای نوسازی شهری و به ویژه مراکز شهری در کشور (شناسایی بیش از 80 هزار هکتار بافت فرسوده در بیش از 245 شهر توسط شرکت مادر تخصصی سازمان عمران و بهسازی شهری وابسته به وزارت مسکن و شهرسازی) که امکان تخریب حداقل منابع میراثی را به دلایل نه چندان قابل اعتماد دوچندان نموده است، ضرورت توجه بیشتر مراکز علمی-پژوهشی و دستگاههای اجرایی را در شناسایی و حفظ حداقل منابع میراثی ـ تاریخی، بیش از پیش مطرح کرده است.

3 دیدگاه

  1. البته نگاه موزه ای هم خیلی چاره ساز نیست، شاید باید یک مقدار دقیق تر ببینیم که چه کار بکنیم با بخش های قدیمی شهر یا بافتهای فرسوده، در تهران شرایط بافت فرسوده خوب نیست و اگر شهرداری سریع تر نجنبد شاید فاجعه پست فاجعه پیش بیاد، مساله کمی پیچیده است

  2. کارشناس مشاور

    دوست عزیز تعیین ارزشمندی بافت بر مبنای معیارهای بومی مورد توافق جامعه دانشگاهیان و مجریان و تقسیم بندی دقیق بافت های شهری به تاریخی، قدیمی، میانی، جدید و فرسوده می تواند بسیاری از مشکلات را حل کند.

  3. با آقای اکبری موافقم، نه افراط نه تفریط: نه بی هویتی و تخریب بافت، نه تفکر موزه ای!

دیدگاه بسته شده است