لزوم وجود موزاییک خرده فرهنگ های شهری

شهرها هر روز بزرگتر می شوند، خانه های سیمانی همسایه کوچه باغ های بی درخت می شوند. کوچه هایی که زمانی شناسه های هویت شهر بود و اکنون دیگر چشم اندازی به روزهای دور و خاطره های نزدیک ندارند. شهر بی خاطره، بی هویت می شود و این بی هویتی از کوچه باغ های بالای شهر تا کوچه های آشتی کنان پایین شهر چون خط ممتدی کشیده می شوند. هنگامی که از فرهنگ شهر سخن می گوییم از چیزی صحبت می‌کنیم که در ظاهر و شکل شهر نیست بلکه در شاکله شهر است. شهرهای زیبایی هستند که ممکن است هیچ عامل کالبدی خاصی در آن دیده نشود یا سیمای شهری آن بسیار زشت و آشفته باشد ولی همبستگی‌های اجتماعی، یاوری‌ها و کمک‌ها،‌ شاکله‌ای زیبا از درون آن شهر می‌سازد.

world-cultural-mosaic

فرهنگ، زیربنای هویت شهر

ارتباط بین عوامل فرهنگی شهر ارتباطی دو سویه است و شهر بدون عامل انسانی مفهوم ندارد. وقتی از شهر صحبت می‌کنیم صحبت از تعاملات انسانی است. تعاملات انسان با انسان، انسان با طبیعت و انسان با شهر. به همین دلیل، عوامل تشکیل‌دهنده فرهنگ شهر، هویت انسان شهرنشین را شکل می‌دهد. یکی از عناصری که انسان با آن تعریف می‌شود، حافظه است. شهر نیز دارای حافظه ای جمعی است. اگر شهری فاقد حافظه فرهنگی باشد نمی‌توان گفت که آن شهر باهویت است. حافظه جمعی شهر یعنی شهر، دارای خاطره است و تعریف می‌کند که در این مکان چه اتفاقی افتاده است. شهر بی‌خاطره یعنی شهر بی‌هویت، هویت انسان به جز شکل فیزیکی، با هنجارها و رفتارهایش شکل می‌گیرد. فرد را نه تنها از روی شناسنامه بلکه از روی رفتارها و هنجارهایش شناسایی می‌کنیم. شهر نیز دارای رفتار و هنجار است.

وجود خرده فرهنگ ها در شهر

هر شهری از تعداد زیادی خرده فرهنگ های نسبتا کوچک تشکیل شده است و هر کدام مکان مشخصی را اشغال کرده اند و از خرده فرهنگ های دیگر از طریق مرزهای غیرکالبدی جدا می شوند. مردم می توانند نوعی از خرده فرهنگ ها را که تمایل به زندگی در آن دارند انتخاب کنند و در عین حال می توانند با روش های زیاد زندگی – متفاوت با زندگی خودشان –  مواجه گردند. در جامعه ای که فرد می تواند به خود واقعی اش دست یابد، تنوع بسیاری در شخصیت ها وجود خواهد داشت و در واقع شخصیت ها بدین ترتیب کامل خواهند بود. در جامعه ای که افراد برای رسیدن به خود واقعی شان دچار مشکل اند، مردم یکسان و همانند به نظر می رسند و تنوع چندانی به چشم نمی خورد، و شخصیت ها نیز بدین ترتیب ضعیف تر می شوند. می توان گفت که در خرده فرهنگ های مختلف، فعالیت های خاصی به چشم می خورند که محیط هایی خاص را نیز می طلبند. اما تمرکز خرده فرهنگ ها نه تنها برای امکان پذیر شدن فعالیت های ضروری امری اجتناب ناپذیر و لازم به شمار می آید، بلکه از تضعیف آنها نیز جلوگیری می کند. در واقع از این نظر آنها نه تنها به لحاظ مسائل درونی به این تمرکز نیاز دارند بلکه لازم است که به لحاظ ظاهری نیز از یکدیگر جدا باشند. برای غنی سازی فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها در شهر می توان با تقسیم شهر به هر میزان ممکن یا تبدیل شهر به خرده فرهنگ های متفاوت و کوچک و هر یک با قلمرو فضایی مخصوص به خود و با توانایی خلق شیوه زندگی خاص خود، این کار را انجام داد. در شهرسازی نوین بایستی از کوچک بودن خرده فرهنگ ها، چندان که باید اطمینان حاصل نمود تا هر فردی به شیوه های زندگی متنوعی از خرده فرهنگ های نزدیک به خود دسترسی داشته باشد.

شهر من، هویت من، از آن من

هر شهر چه به لحاظ موقعیت جغرافیایی و همجواری با دشگر شهرها و چه به لحاظ برخورداری از حضور عناصر شاخص در بین شهرهای دیگر منحصر بفرد شناخته شده و از جایگاه خاصی برخوردار می باشند. مهاجرپذیری و برخورداری از حضور گردشگران فراوان که در مقیاس های ملی و فرا ملی تعریف می شوند، از خصوصیات شهرهای شاخص و شناخته شده جهان است است و همین خصوصیات ضرورت تدوین برنامه های مناسب فرهنگی تفریحی را برای شهروندان تبیین می کند. ارتقا کیفیت بصری منظر شهری، در نظر داشتن نظریات جدید معماری و شهرسازی همچون رویکردهای نوین، خلاق، طبیعت گرا، پیاده محور و … ما را به سمت ایجاد فضایی پایدار و پویا، با فرهنگی غنی و مردمانی هنردوست رهنمون خواهد بود.

2 دیدگاه

  1. امیریان

    برای گروه سپیدار آرزوی موفقیت دارم و همیشه پیگیر مقالات تون هستم،خوب باشید و خوب بنویسید

  2. م. اکبری مطلق

    سپاس، موفق باشید.

دیدگاه بسته شده است